Image hosting by TinyPic
اردیبهشت 1387
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      
آرشیو

زبان نصرت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 31 اردیبهشت ماه سال 1387
دیر خانشی از نیما

نیما خانش متن ام

 نگاه مرور گر به هر چه که به گذشته می رساند یک رساننده ی است برای کار انداختن به روشنی – یک تاریکی نسبت به چهره های خوب نه خانده شده باز می کند که ترجیح می شود به بند بستن و رها کردن در بعد – جلسه در چون و چرایی ها و همه حرفی شدن ها را کنار که بریزی فقت خانش اش ماند –

 

حاشیه چه می شود

  

حاشیه ها همیشه در خاهان اند که به متن به زن اند وارد شوند به جزء ی در بیایند- پیکر به بند اند – یا که پاره از زیت خود را بی اندازند در تنه ی متن که من ام این گوشه – حاشیه در وقتی مهم و کار آمد می شود یعنی پیکره مند در می آید که متن را از متن گرفته جلو خود اش را بندازد و بعد به خود اش بزند- که در قابلی یت به گیر اد  – سمت دادن - بار را گرفتن –

در نیما خانش همه ی حاشیه ها که گفته و حرف درآمد به بی خودی سمت رفت و برگشتی نه کرد – می تونست درموردی مسل تعداد روزها – شکل غلت خانی ها – چرا نیما-  جلسه گردانی ها - کلی حرف در آورد - 

و این که در بعد از مدتی همیشه ما از بین می رود – کناره زدن – هل انداختن ها رو می شود و شکل مانده گند به خود می گیرد و حال به هم زن می شود – همه چی همیشه در کنار هم در زد است که شکل پیدا می دهد – همه می توانند حازری متن باشند در هر شکل که در کارند  – نمی دونم چه قدر حاشیه گرد گرفت –

farah  به سختی در آوردن فرح  

موسا خاند و گفت mosa

armat    shahr jo

آرمات چیز های رو باز و بسته کرد - شهر جو یدالله است دیگر   

amade gan آمدن ها و شنیده کردن ها

برق که از جلسه به پرادbarq ke miravad

   jalase gardan   khab jalaseh

 جلسه گردان که در اندازه خودی اش موفق و شروع داد خوبی گرفته - و خاب که در جا می زد -                                


شنبه 28 اردیبهشت ماه سال 1387
۶۰ به سه روز رسیده نمی بی نم که کور ام

 

 

خاک بزند از ته مورچه های من خورنده

 

زمین دایر است

 

مرتب بر هوای سرد تر که در جریان دست هایم چپ

 

 شده

 

حیات سوم شخصی که خوب می تواند به خندد

 

از جنس اش لذت به دهد

 

به توالت به نشیند

 

و خاب را خوراک را تشخیس را می تواند .

 


شنبه 17 فروردین ماه سال 1387
با بدونی عنوان

دست های لندن ام باز اند که باد نمی برد امی در تند کرده شده

همی امارت بنای سه بار تا ماندنم می زند    می زن اد در گوش کرام چنگ در موی نه سیاه ام    

مال کتک ام         در دهان باز فرو داده         

شیار دره ها یک راه اند با هزار جور خم ابروی گشاد گشاد

چاک و لاک ام به لای تیغ و خار خارکی ها

گودی ها

فرو تو می برد

به رند

جای که رنده شده ها می رانند در اندازه ی برش یقه

حرف می جهد از دیوار     جهت قبله نیست در نمای بیرونی شکم

قد بلند تو بلند روی تو پا بلند

شعاع خیابان پیدا می شود در وسط آفتاب    

دماغ زندگی می دهد در حجله ی سوم کس

به خند     در ابر حرکتی نیمه باهار    

جریان ها از راه پشت بام هم به ساختمان های دور می رسد     

با منبع آب های خاموش .


تعداد بازدیدکنندگان : 49401


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
Image hosting by TinyPic